رفتن به محتوای اصلی

پورتفولیو برنامه‌نویس؛ چه چیزی بگذارید که کارفرما قانع شود

گیت‌هاب رزومه‌ی فنی شماست، نه پورتفولیو. این مقاله می‌گوید پورتفولیو یک برنامه‌نویس چه بخش‌هایی لازم دارد و کارفرمای فنی و غیرفنی هرکدام دنبال چه چیزی هستند.

تیم پورتی‌فای ۷ دقیقه مطالعه
کد را کارفرمای فنی می‌خواند و نتیجه‌ی اجراشده را همه؛ پورتفولیو برنامه‌نویس باید هر دو را نشان بدهد.
کد را کارفرمای فنی می‌خواند و نتیجه‌ی اجراشده را همه؛ پورتفولیو برنامه‌نویس باید هر دو را نشان بدهد.

بین برنامه‌نویس‌ها یک باور رایج هست: «من گیت‌هاب دارم، پورتفولیو لازم ندارم.» این حرف یک نیمه‌ی درست دارد و یک نیمه‌ی گران.

نیمه‌ی درستش این است که گیت‌هاب برای کارفرمای فنی مدرک معتبری است. نیمه‌ی گرانش این است که بخش بزرگی از کسانی که می‌توانند به شما کار بدهند، هیچ‌وقت وارد گیت‌هاب نمی‌شوند.

گیت‌هاب پورتفولیو نیست

گیت‌هاب برای خواندن کد ساخته شده، و خوب هم ساخته شده. اما اگر آن را به‌عنوان پورتفولیو بفرستید، سه مشکل دارد.

اول، از بازدیدکننده تلاش می‌خواهد. باید ریپازیتوری‌ها را مرور کند، بفهمد کدام مهم است، README را بخواند و بعد حدس بزند نتیجه چه شکلی بوده. مشتری فریلنسری این کار را نمی‌کند.

دوم، همه‌چیز را یکسان نشان می‌دهد. پروژه‌ی جدی شما و آن ریپازیتوری تمرینی سه سال پیش، در فهرست کنار هم و هم‌اندازه‌اند.

سوم — و مهم‌تر از همه — کد را نشان می‌دهد، نتیجه را نه. کارفرما می‌خواهد ببیند آن چیزی که ساختید چه شکلی شد و چه کاری می‌کند.

پورتفولیو جای گیت‌هاب را نمی‌گیرد؛ لایه‌ای است که روی آن می‌نشیند و کارتان را برای همه قابل فهم می‌کند. گیت‌هاب را هم در آن لینک می‌کنید، برای کسی که بخواهد عمیق‌تر برود.

دو نفر پورتفولیوی شما را می‌خوانند و دنبال دو چیز مختلف‌اند

کارفرمای فنی (لید تیم، سی‌تی‌او، برنامه‌نویس ارشد) دنبال کیفیت تصمیم‌گیری شماست. می‌خواهد بداند چطور مسئله را شکستید، چرا آن ابزار را انتخاب کردید و وقتی به مشکل خوردید چه کردید. کد تمیز برایش مهم است، اما بیشتر از آن، دلیل برایش مهم است.

کارفرمای غیرفنی (صاحب کسب‌وکار، مدیر محصول، مشتری فریلنسری) نمی‌داند Redis چیست و لازم هم نیست بداند. او دنبال این است که ببیند شما قبلاً چیزی شبیه نیاز او را ساخته‌اید و کار درست بالا آمده است.

پورتفولیوی خوب هر دو را راضی می‌کند: بالای هر پروژه، توضیح ساده و انسانی از اینکه چه چیزی ساخته شد؛ پایین‌تر، جزئیات فنی و لینک کد برای کسی که دنبالش است.

پنج چیزی که پورتفولیوی یک برنامه‌نویس لازم دارد

۱. لینک زنده، نه فقط ریپازیتوری

اگر پروژه قابل دیدن است، حتماً یک نسخه‌ی زنده داشته باشد — روی هر جایی که در دسترس باشد. یک لینک قابل کلیک از هزار خط کد قوی‌تر عمل می‌کند، چون اثبات می‌کند که کار واقعاً کار می‌کند.

اگر پروژه داخلی بوده و نمی‌شود منتشرش کرد، اسکرین‌شات و یک ویدیوی کوتاه جایگزین قابل قبولی است.

۲. معماری در سه جمله، نه سه صفحه

بنویسید داده از کجا می‌آید، کجا پردازش می‌شود و کاربر چه می‌بیند. سه جمله. کارفرمای فنی از همین سه جمله می‌فهمد در چه سطحی هستید، و کارفرمای غیرفنی هم از آن رد می‌شود بدون اینکه بترسد.

فهرست کردن ده تکنولوژی جای این سه جمله را نمی‌گیرد. فهرست ابزار نشان می‌دهد چه چیزهایی را نصب کرده‌اید، نه اینکه چه چیزی را فهمیده‌اید.

۳. یک تصمیم فنی و دلیلش

این تکه‌ای است که تقریباً همه جا می‌ماند و بیشترین اثر را دارد. برای هر پروژه یک تصمیم را انتخاب کنید و دلیلش را بنویسید: «کش را روی لایه‌ی کوئری گذاشتم نه روی پاسخ، چون داده‌ها هر چند ثانیه عوض می‌شدند و کش پاسخ باعث می‌شد کاربر عدد قدیمی ببیند.»

یک جمله‌ی این‌شکلی، شما را از هر کسی که فقط فهرست مهارت گذاشته جدا می‌کند.

۴. مهارت‌ها با سطح واقعی

فهرست بلند مهارت‌ها بی‌اثر است، چون همه دارند و هیچ‌کس باور نمی‌کند. چیزی که کار می‌کند دسته‌بندی صادقانه است: آنچه هر روز با آن کار می‌کنید، آنچه در پروژه استفاده کرده‌اید، و آنچه در حال یاد گرفتنش هستید.

آن دسته‌ی سوم را حذف نکنید. کارفرما از دیدنش نمی‌ترسد؛ نشان می‌دهد که در حرکتید و اندازه‌ی خودتان را می‌دانید.

۵. راه ارتباط بدون مانع

شماره یا ایمیل یا آی‌دی تلگرام، در جایی که بدون جست‌وجو پیدا شود. فرم تماسی که جواب داده نمی‌شود از نبودنش بدتر است.

اگر آماده‌ی همکاری هستید، همان بالا بنویسید. اگر نیستید هم بنویسید — این هم اطلاعات مفیدی است.

سه چیزی که برنامه‌نویس‌ها می‌گذارند و اثر منفی دارد

نمودار درصدی مهارت‌ها. «Vue: ۹۰٪» یعنی چه؟ هیچ‌کس نمی‌داند این عدد از کجا آمده و همه می‌دانند که خودتان انتخابش کرده‌اید.

فهرست بلند دوره‌ها و گواهی‌نامه‌ها. یک یا دو مورد مهم بس است. فهرست بلند نشان می‌دهد که مدرک زیاد است و پروژه کم.

ریپازیتوری‌های تمرینی که سال‌ها به آن‌ها دست نزده‌اید. اگر آخرین کامیتش دو سال پیش است، در پورتفولیو جایی ندارد. تازه بودن، خودش پیام است.

قدم بعدی

اگر می‌خواهید ببینید این حرف‌ها روی یک صفحه‌ی واقعی چه شکلی می‌شوند، نمونه‌های واقعی کاربران پورتی‌فای — از جمله پورتفولیوی یک برنامه‌نویس PHP — را می‌توانید باز کنید و ببینید. و برای اینکه پروژه‌ی بعدی‌تان ساختن سایت شخصی خودتان نشود، ساخت پورتفولیو آنلاین در پورتی‌فای این کار را از شما می‌گیرد: قالب را انتخاب می‌کنید، پروژه‌ها و مهارت‌هایتان را از داشبورد وارد می‌کنید و لینکتان آماده است.

برای انتخاب پروژه‌ها چه پروژه‌هایی در پورتفولیو بگذاریم و اگر تازه شروع کرده‌اید پورتفولیو بدون سابقه کار را ببینید. ثبت‌نام رایگان است.

بیشتر بخوانید

مقاله‌های مرتبط

پورتفولیو انبار کارهای شما نیست؛ چند نمونه کار منتخب که از فیلتر بیرون آمده‌اند.
۶ دقیقه مطالعه

چه پروژه‌هایی در پورتفولیو بگذاریم؟ راهنمای انتخاب نمونه کار

پورتفولیو انبار کارهای شما نیست؛ منتخب آن‌هاست. سه فیلتر ساده برای اینکه بفهمید کدام پروژه بماند، کدام برود و هر کدام را چطور توضیح دهید.

  • پورتفولیو
  • نمونه کار
  • انتخاب پروژه
ادامه‌ی مطلب
قالب پورتفولیو را بر اساس شکل کارتان انتخاب کنید، نه بر اساس قشنگی؛ قالب درست کار را جلو می‌اندازد.
۵ دقیقه مطالعه

انتخاب قالب پورتفولیو؛ کدام قالب برای کار شما درست است؟

قالب پورتفولیو انتخاب سلیقه‌ای نیست، یک تصمیم کارکردی است. چهار سؤالی که قبل از انتخاب قالب باید جواب بدهید، و اینکه هر سه قالب پورتی‌فای برای چه کسی ساخته شده.

  • پورتفولیو
  • قالب
  • نمونه کار
ادامه‌ی مطلب
پورتفولیو با اولین پروژه شروع می‌شود، نه با اولین مشتری؛ جای خالی‌ها را خودتان پر می‌کنید.
۷ دقیقه مطالعه

پورتفولیو بدون سابقه کار؛ وقتی هنوز هیچ مشتری نداشته‌اید

برای گرفتن کار به پورتفولیو نیاز دارید و برای پورتفولیو به کار. راه بیرون آمدن از این حلقه این است که پروژه را خودتان بسازید — و اینجا می‌بینیم چطور.

  • پورتفولیو
  • شروع کار
  • جونیور
ادامه‌ی مطلب